.... که بجز تو کس ندارم - تاریخ: 1395/10/1 ساعت: 23:55
تابستان را که داغ نیامدن کردیپاییز را سرد نبودن نکن؛گناه دارد...
شدنی نیست... - تاریخ: 1395/9/2 ساعت: 0:34
گویا که جهان بعد تو زیبا شدنی نیستحتی گره اخم خدا واشدنی نیستاز حاصلضرب من و تو عشق بپا شداز خاطره ام عشق تو منها شدنی نیستمن با تو، همیشه همه جا ما شدنی بودمن با تو شدن، ایندفعه گویا شدنی نیستآغوش من و عشق تو و لحظه ی دیداررویای قشنگیست و اما شدنی نیست از دوری هم، هر دو چه بیمار و خرابیماندازه ی ای...
تولدت مبارک - تاریخ: 1395/8/21 ساعت: 16:32
آبان با کلی ذوق رسید به هفدهمین روز خودش تا یه طلوع با شکوه رو به تماشا بشینه. خیس از باران شوق آسمان و زمین رو طراوت بخشید تا هوا ,هوای ناب رسیدن تو باشه؛ هوای آمدنت یعی هوای ناب عاشقی .. هفدهم آبان لحه طلوع عشقه، طلوع نهایت مهربونی خدا که تو وجود مردی متبلور شد که تو باشی! دنیابه تو و خوبیهات حساد...
وقتی تو نیستی... - تاریخ: 1395/8/21 ساعت: 16:32
وقتی تو نیستی نه هستهای ما چونان که بایدند نه بایدها؛مثل همیشه آخر حرفم و حرف آخرم را با بغض می خوانمچندیست لبخند ها ی لاغر خود را در دل ذخیره می کنم باشد برای روز مبادااما در صفحه های تقویم روزی بنام روز مبادا نیستآنروز هر چه باشد روزی شبیه دیروز، روزی شبیه فردا، روزی درست مثل همین روزهای ماست اما ...
فاش گوئيد كه عاشق هستم.. - تاریخ: 1395/8/17 ساعت: 7:07
از ياد رفته ياد بگذشته به دل ماند و دريغ نيست ياري كه مرا ياد كند ديده ام خيره به ره ماند و نداد نامه اي تا دل من شاد كند خود ندانم چه خطائي كردم كه ز من رشته الفت بگسست در دلش جائي اگر بود مرا پس چرا ديده ز ديدارم بست هر كجا مي نگرم, باز هم اوست كه بچشمان ترم خيره شده درد عشقست كه با حسرت و سوز بر ...
شایدم بشه... - تاریخ: 1395/8/3 ساعت: 19:14
گویا که جهان بعد تو زیبا شدنی نیستحتی گره اخم خدا واشدنی نیست از حاصلضرب من و تو عشق بپا شداز خاطره ام عشق تو منها شدنی نیست من با تو، همیشه همه جا ما شدنی بودمن با تو شدن، ایندفعه گویا شدنی نیست آغوش من و عشق تو و لحظه ی دیداررویای قشنگیست و اما شدنی نیست از دوری هم، هر دو چه بیمار و خرابیماندازه ی...
آبانی من ماه حضورت مبارک عزیز دلم! - تاریخ: 1395/8/3 ساعت: 19:13
صفایی بود دیشب با خیالت خلوت ما را ولی من باز پنهانی تو را هم آرزو کردم مهر با همه بی مهریش تمام شد و مثل همه روزهای نبودنت حرام شد. جایی خواندم ؛ مهر را بر سر آبان بگذاری میشود مهربانی ! من اما آبان را همیشه مهربان دیده ام. وقتی برایم رنگ آمدن تو را دارد و امید حضورت را . با اینکه خیلی بده که هزار ...
آمدیّ و همـه ی فرضیه ها ریخت به هم! - تاریخ: 1395/7/24 ساعت: 14:43
حسّ و حال همه ی ثانیـه ها ریخت به هم شوق یک رابطه با حاشیه ها ریخت به هم گفته بودم به کسی عشق نخواهم ورزید آمدیّ و همـه ی فرضیه ها ریخت به هم! روح غمگینِ تـــو در کالبدم جا خوش کرد سرفه کردی و نظام ریه ها ریخت به هم در کنـــار تــــو قدم مــــی زدم و دور و بـــرم چشم ها پُر خون شد، قرنیه ها ریخت به ...
دعایم کن - تاریخ: 1395/7/20 ساعت: 5:36
دلم بقدر تمام مصیبت هایی که این روز ها در هر گوسه و کناری نقل مجالس عزاست ، گرفته است.. دلم تنگ است دلگیرم و غمگین.. نه حرفم میآید و نه لبخندم... اصلا انگار خنده ام درد میکند. لحظه ای از مقابل چشمم دور نمیشوی.. تمام بند بند وجودم حسرت است و آرزو... دعایم کن..
ای تکیه گاه گریه .. ای همصدای فریاد - تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 15:33
زخمی تر از همیشه از درد دل سپردن سر خورده بودم از عشق در انتظار مردن با قامتی شکسته از کوله بار غربت در جست و جوی مرهم راهی شدم زیارت رفتم برای گریه رفتم برای فریاد مرهم مراد من بود کعبه تو رو به من داد ای از خدا رسیده ای که تمام عشقی در جسم خالی من روح کلام عشقی ای که همه صفایی در عین بی ریایی پیش ...
خواهش آخر - تاریخ: 1395/7/14 ساعت: 20:13
تو خیابونم.... دم دانشگاه.... حالم خیلی بده این آخرین دروغ زندگیته آخرین بار رو ازم دریغ نکن
سلاح عشق - تاریخ: 1395/7/13 ساعت: 8:15
گاهی کابوس یا رویا بودنش فرقی نداره ... بودنش مهم است و وقتی نبود ... هیچ اهمی نمی ماند.. عشق و هر آنچه ره آورد این اکسیر نا معلوم و غریبه است، یکجا تو را میکشاند به عدم...به حس خلا ..به تقاضای مرگ.. ناگهان تمام مي شود در گوش لحظه هایت فريادی میپیچد که، به پايان آمد این دفتر دل اما مي گويد : حكايت ه...
سکوت میکنم که این سکوت منطقی تره... - تاریخ: 1395/7/4 ساعت: 5:03
همیشه بی اثر ترین تلاش من گلایه شد دلم گرفته بود و این کلام ها کنایه شد همیشه عاقبت خودم شکستم و فنا شدم خراب و مست و بی رمق وَبال کوچه ها شدم من از نبود تو پرو به این کلافگی دچار مترسک رها شده میون چوبه های دار
سردرد یعنی.... - تاریخ: 1395/7/4 ساعت: 5:03
سردرد یعنی فکرهای که تو ناخودآگاهم مرور میشهسردرد یعنی زنده ام اما آرامش از دنیام دور میشهدنبال ردی از خودم هستمتو آینه های که پر از خاکهدروغها رو دوست دارم چونگاهی حقیقت خیلی ترسناکهکلافم مثل اون شیری که وامونده توی آتیشمثل وقتی که چیزی رو نیاز داری رو گم کردیششبیه کسی که همیشه بد اورده واسه سادگیش...
فاش شد بر همگان آنچه میان من و توست..... - تاریخ: 1395/7/1 ساعت: 19:09
مرگ پایان قشنگیست - تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 14:05
امروز از صبح این چهارمین باره که مینویسم و پاک میکنم... خستم ... خیلی .. منتظر یه خط ممتدم ----------------------------------------------------------------- مرگ پایان قشنگیه برام. خدایاااااا برا مرگم باید التماست کرد!!!!
من چه گویم که تو را ... - تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 9:31
سلام عزیز موندنی من هم می خوانم ولی گفتم که افتاد مشکل ها دوست ندارم بنویسم چون تلخ است مثل تابستان سال پیش در کویته حرف نمی زنم ولی همچنان دوستت دارم و تعارضی در این دو نیست من سهمم از روزگار گرفتم نه از تو و به اشتباه خودم که تباهی تو بود ادامه دادم. اینجا برای از من نوشتن هوا کم است
من تشنه خوندنمت عزیزم - تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 9:31
علیک سلام عزیز دل اینجا انگار ثبت موقت ها رو نمیخوندی .برای همین همه رو گذاشتم در صفحه اصلی.. البته مطمئن نیستم عزیزم که به چی دسترسی داری.؟! تونستی تو خصوصی برات مینویسم تا بخونی و بنویس تا بخونمت.. البته من میگم اینجا امن ترین جای دنیاست برای حرفهای دونفره .
امروز دوشنبه است... - تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 2:12
سلام تکراریه ولی دلم تنگه... برای تو.. .برای صدات... برای حرفات... برای نوشته هات... برای وقتی که اسممو صدابزنی .. کجای دنیایی عزیزم؟ امروز دوشنبه است. 5 روزه رفتی و من واقعا نگرانتم.قرار بود امروز بیای .ولی خبری ازت نیست.. هیچ خبری!! انگار تو به جزیره دورافتاده ام . به هیچ چیزی امید ندارم. یه معجزه...
اخبار بد دلمو میلرزونه - تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 2:12
سلام عزیزم خدا کنه سلامت و خوب باشی.. اخبار رو دنبال میکنم . میگن این هفته سوریه کلا نا آروم بوده .. امروز صبح خوندم تنو درگیریهای لاذقیه یک فرمانده ایرانی شهید شده.. خیلی نگرانتم. میدونم ممکنه جات امن باشه و شاید الان دیگه اصلا لاذقیه نباشی!! اما احتمال ناامنی تو محیطی که هستی دیوونم میکنه. امروز ح...

برچسب‌های مرتبط

که بجز خدا نبیند | که داند بجز ذات پروردگار | ما را که بجز توبه شکستن | شدنی نیست | فراموش شدنی نیستی | فراموش شدنی نیستند آنان که | فاش گویید که عاشق هستم | آمدیّ و همه ی فرضیه ها ریخت به هم | دعایم کن | دعایم کنید