خرید بک لینک

صفایی بود دیشب با خیالت خلوت ما را

ولی من باز پنهانی تو را هم آرزو کردم

مهر با همه بی مهریش تمام شد و مثل همه روزهای نبودنت حرام شد.

جایی خواندم ؛ مهر را بر سر آبان بگذاری میشود مهربانی !

من اما آبان را همیشه مهربان دیده ام. وقتی برایم رنگ آمدن تو را دارد و امید حضورت را .

با اینکه خیلی بده که هزار بار امید بدل جوانه بزنه و ناکام بمونه اما باز آبان رو مثل خودت مهربان دیدم و به آفریدگاری که قدمهای مبارک تو رو بر زمین هدیه داد امیدوارم.

عزیز دلم از امروز دلم برای تولدت تنگ است و آرزو میکنم که لیاقت حضور داشته باشم

هر سال همه سعیم را کردم که باشم

هرچند بدل نمینشست اما من تمام تلاشم را کرده بودم تا شعف و ذوق دلم را از تولد زیبایت نشانت دهم.

نمیدونم چقد موفق بوده ام!؟

اما امسال با یه غم عجیب و و حسرتی ناتمام روز تولدت را به انتظار مینشینم

من تو را با همه مهر ز آبان دیدم...

مهربان باش که پاییز بهارت گردد...

برچسب: نویسنده: بردیا زارعی تاريخ: دوشنبه 3 آبان 1395 ساعت: 19:13

صفحه بندی